ارشیا جونمارشیا جونم، تا این لحظه: 17 سال و 13 روز سن داره

ارشیا عشق کوچولوی منو بابایی

پاییز 92

1392/9/28 19:58
نویسنده : مامان سمیه
331 بازدید
اشتراک گذاری

نمیدونم چرا این روزا اصلا حال و هوای نوشتن ندارم.

اگه بخوام اندر احوالات! این روزای گل پسری بگم ، باید بگم که خیییلی شیطون و یه دنده و لجباز شده و بیشتر وقتش با تماشای شبکه پویا سپری میشه. آبان گذاشتیمش مهد با اینکه خیلی زیاد دوست داشت بره، نمیدونم چی شد که یه دفعه زد زیر همه چی و گفت نمیرم! این شد که الان مثل سابق تو خونه با من سر و کله میزنه و همچنان مشغول گرفتن انرژی منه!اوه

تازگیا خیلی دوست داره دوربین مخفی نگاه کنه! وقتی هم که دوربین مخفی نمیبینیم خودش واسمون دوربین مخفی میشه! و خودشو میندازه و میگه بهم بخندید!!!نیشخند

تبلیغای تلویزیونم که دیگه همه صحبتشونو تلفنشونو و ... حفظه و باهاشون میخونه...

رو بعضیاشونم تعصب داره. مثلا تن تاک! اسنک لوسی! کباب پز پلین! ماهیتابه دو طرفه آگرین! پشتی طبی باراد! خوش به حالشم شده دیگه چون هرجا رو میزنی یکی از اینا رو داره تبلیغ میکنه!نگران

وقتی اینا رو نشون میده صدامون نباید دربیاد.خودش میگه یه قطره هم نبایدحرف بزنید!!!تعجب 

خلاصه اینکه بچه داری درسته خیلی سخته و مسئولیت زیادی رو میذاره رو دوش پدر و مادر ولی حسابی شیرییییییییینهلبخند 

 

تا بعد.....بای بای

 

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (3)

اركيده صورتی
29 آذر 92 1:26
چه عجب خانوم! ديگه داشتم شاكی ميشدما ! ای جانم. عزيزم . خب يه قطره هم حرف نزنيد ديگه! عشق خاله داره تبليغ ميبينه. الهی قربونش برم؛ دوباره يه روز بفرستش پيشم. اونروز كه ميگفت ديگه نمياد ! حالا شايد يادش رفته باشه دوباره بياد پيشم. همچين قشنگ بچلونش. ياد شيرين حرف زدنش افتادم دلم براش ضعف رفت.
مامان سمیه
پاسخ
سلام.خوبی؟ چی میشه حالا یه روز تو بیای؟ نه بابا فرداش میگفت دوباره میخوام برم.یه همچین پسر پررویی دارم من!پریروزم به هوای تو اومد جلسه. دیدی نیستی گرفت خوابید!
اركيده صورتی
30 آذر 92 3:22
به هوای من؟؟؟؟!!! مگه من همبازیشم؟ اتفاقا برای مراسمای داييم كه رفته بوديم خونه اون يكی داييم! با نوه اش يه شب منچ بازی كردم...آقا تا چهلم اين منو ول نميكرد؛ تو خونه تو مسجد سر مزار هرجا منو ميديد ميگفت ميايی منچ بازی كنيم!!! يعنی آبرو برا من نذاشت اين بچه حالا كه اصرار ميكنی! شايد يه روز اومدم پيشتون قول نميدم به اين زوديا باشه اما سعی ميكنم دلتونو نشكنم
مامان سمیه
پاسخ
میخواستی بهش رو ندی! ارشیا رو میگم... نوه داییتم بازم تقصیر خودته. من میدونم که بچه رو ول نکردی از اولش. اونم پررو شد و تو رو ول نکرد!! حقته! تو رو خدا بیا بابا. مردم از تهنایی! جدی میگم. منتظرتم.
اركيده صورتی
3 دی 92 20:18
خسيس چرا كليك راستو قفل كردی؟؟؟؟ ميخاستم عكس ارشيا رو سيو كنم اما نميشه!!!!! خيلی بدی
مامان سمیه
پاسخ
چیکار کنم اون وقت همه سیوش میکنن خب هرکدومو خواستی بگو بدم بهت... حالا همچین تحفه ای هم نیست بچم!